أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
538
قانون ( فارسى )
داروهايى كه از قارچ چمنى يا سس صغير مىسازند . اگر خلط صفرايى گزنده در معده است و سبب خفقان قلب شده است ، علاجش اين است كه در زير مىآيد : دارندهء معده رب ميوهها و ميوههاى خوشوى و ميوههاى مانند سيب و به بخورد و اگر بعد از غذا ميوهء به بخورد خوبتر است . گلابى و امثال آن خوبند . معدهء داراى خلط صفرايى را مليّن كن ، بايد شخص دارندهء معده از هر چيزى كه به خلط مرارى تبديل مىشود بپرهيزد و در تعديل مزاج معده بكوشد . اگر خوراك در معده تباه شده است و فساد خوراك معده ، معده را آزار مىدهد و آزار معده به خفقان قلب مىانجامد ، بايد كارى كنى كه معده را آن اندازه نيرو بخشى كه بتواند خوراك تباه شده را هضم كند . علاج نيرو بخشيدن و هضم كردن خوراك فاسد شده در معده را در باب ويژه به معده ذكر خواهيم نمود . اگر خوراك فاسد شده هضم شد ، سبب خفقان قلب از بين مىرود . بايد در عين حال كه سرگرم معالجهء معده هستى ، نيروبخشى به قلب را در نظر داشته باشى . قلب را چنان نيرومند نمايى كه از چنين حالاتى تأثيرپذير نباشد . پس وقتى داروى از بين بردن سبب را تجويز مىكنى ، بگذار همراه آن داروى تقويت قلب باشد . دستورات دارويى و علاجى در حالت خفقان قلب : 1 - اگر كسى كه خفقان قلب دارد ، چند شبى پياپى هر شب به وزن يك مثقال گل گاو زبان تناول كند كه به صورت شربت باشد بسيار بهره مىبيند . 2 - به وزن هستهء خرما ( يكسوم مثقال ) ، ميخك نر با دوازده مثقال شير حيوانى قاطى كند و ناشتا سركشد ، تجربه شده است و خوب است . 3 - اگر حرارتى هست چند روز پياپى ، مرزنگوش خشكيده را در آب مخلوط كند و بنوشد و اگر حرارت نيست مرزنگوش خشكيده را در شراب مخلوط كند و چند روزى پياپى بنوشد . 4 - دارندهء خفقان قلب هميشه خوشبوهاى ملايم با خود داشته باشد ، خوشبوها را بخور كند و بو كند . 5 - كسى كه خفقان گرم دارد ، بايد خوشبوهايى از قبيل : گل محمدى ، كافور ، صندل ، روغنهاى سردمزاج و سردىبخش با داروهاى كم حرارت مانند مشك و زعفران و ميخك به كار ببرد . مگر اين كه حرارت به جاهاى دشوار كشد ؛ اگر چنين بود و حرارت شدت داشت بايد تنها داروهاى سرد و سردىبخش استعمال كند و داروهاى داراى حرارت - هرچند كم حرارت هم باشند - با داروهاى سرد مخلوط مكن ! 6 - اگر دارندهء قلب خفقانى ، داراى سوء مزاج سرد است : مشك ، عنبر ، روغنبان ، روغن ترنج ، آب كافور ، غاليه ( تركيبى از مشك و عنبر و غيره كه سياه رنگ است ) و امثال آنها را تجويز كن كه با خود داشته باشد و بو كند .